قالب وردپرس درنا توس
خانه / متون ادبی

متون ادبی

اشک عاشق

قطره دلش دریا می خواست خیلی‌ وقت‌ بود که‌ به‌ خدا گفته‌ بود هر بار خدا می گفت: از قطره‌ تا دریا راهیست‌‌ طولانی راهی از رنج‌ و عشق‌ و صبوری هر قطره‌ را لیاقت‌ دریا نیست قطره‌ عبور کرد و گذشت قطره‌ پشت‌ سر گذاشت قطره‌ ایستاد و منجمد …

توضیحات بیشتر »

دل نوشته یک مادر

یادت می آید روزی را که زیر سایه ی بید مجنون نشسته بودیم و به سیبی که در دستان تو آرام گرفته بود ، نگاه می کردم؟ تو آن روز به من اعتماد داشتی و سیب را دادی تا عادلانه تقسیم کنم ، ولی من قسمت بزرگ آن را خود …

توضیحات بیشتر »