خانه / داستانک

داستانک

نمیتوانم ها را دفن کنیم. . .

یک خانم معلمی در آمریکا کاری کرد که اسم او در تمام کتاب های تربیتی و پرورشی چاپ شد. تمام دوستانی که در دانشگاه علوم تربیتی و روانشناسی تربیتی خوندن امکان ندارد که قضیه این خانم رو نخونده باشند. معلمی با ۲۸ سال سابقه کار به اسم خانم “دُنا”. خانم …

بیشتر بخوانید »

اندیشه های باثبات و تفکّر مثبت

اندیشه های باثبات و تفکّر مثبت اگر برای زندگی ِ آینده ی خود تصمیمی گرفته اید ، جدّی و مصمّم و به هدف خود پایبند باشید . برنامه ریزی خود را مورد مطالعه قرار دهید و هرروز موانع آن را رفع کرده و تلاش کنید روز به روز به موفّقیّت …

بیشتر بخوانید »

روح بزرگ ، فکر بزرگ و مثبت گرایی

روح بزرگ ، فکر بزرگ و مثبت گرایی تصور کنید در آپارتمانی سکونت دارید . همسایه ی شما زباله های خود را پشت در اپارتمان گذاشته است . شما خیلی ناراحت میشوید ! یا آنها را بیرون میریزید یا آنها را به پشت در خانه ی خودش میگذارید ؛ ولی …

بیشتر بخوانید »

پدر عصبانی در اورژانس

پدر عصبانی در اورژانس پس از رسیدن یک تماس تلفنی برای یک عمل جراحی اورژانسی، پزشک با عجله راهی بیمارستان شد. او پس از اینکه جواب تلفن را داد، بلافاصله لباسهایش را عوض کرد و مستقیم وارد بخش جراحی شد. او پدر پسر را دید که در راهرو می رفت …

بیشتر بخوانید »

شاهین چنگیزخان مغول

شاهین چنگیزخان مغول یک روز صبح، چنگیزخان مغول و درباریانش برای شکار بیرون رفتند. همراهانش تیر و کمانشان را برداشتند و چنگیزخان شاهین محبوبش را روی ساعدش نشاند. شاهین از هر پیکانی دقیق تر و بهتر بود، چرا که می توانست در آسمان بالا برود و آنچه را ببیند که …

بیشتر بخوانید »

خدا در همه جا

خدا در همه جا پدری پسرش را برای تعلیمات مذهبی به صومعه‌ای فرستاد. پس از چند سال که پسر به روستای خود بازگشته بود، روزی پدرش از او پرسید: «پس از این همه تعلیمات مذهبی، آیا می‌توانی بگویی چگونه می‌توان درک کرد که خدا در همه چیز وجود دارد؟» پسر …

بیشتر بخوانید »

نقاشی خط خطی

نقاشی خط خطی نقاش مشهوری در حال نقاشی یک منظره کوهستانی بود. آن نقاشی بطور باورنکردنی زیبا بود. نقاش آنچنان غرق هیجان ناشی از نقاشی‌اش بود که ناخودآگاه در حالی که آن نقاشی را تحسین می‌کرد، چند قدم به طرف عقب رفت. نقاش هنگام عقب رفتن، پشتش را نگاه نکرد …

بیشتر بخوانید »

خوش شانسی و بدشانسی

خوش شانسی و بدشانسی می‌خواستم بدانم چرا بخت و اقبال همیشه در خانه بعضی‌ها را می‌زند، اما سایرین از آن محروم می‌مانند. به عبارت دیگر چرا بعضی از مردم خوش‌شانس و عده دیگر بدشانس هستند؟ چرا برخی مردم بی‌وقفه در زندگی شانس می‌آورند درحالی که سایرین همیشه بدشانس هستند؟ مطالعه …

بیشتر بخوانید »

نیش مار و زنبور

نیش مار و زنبور روزی زنبور و مار با هم بحثشان شد. مار گفت: «انسان‌ها از ترس ظاهر خوفناک من می‌میرند نه به خاطر نیش زدنم.» اما زنبور قبول نکرد. مار برای اثبات حرفش با زنبور قراری گذاشت. آنها رفتند و رفتند تا رسیدند به چوپانی که در کنار درختی …

بیشتر بخوانید »

مردی که بازیگر شد …

مردی که بازیگر شد مرد هر روز دیر سر کار حاضر می شد، وقتی می گفتند: «چرا دیر می‌آیی؟» جواب می‌داد: «یک ساعت بیشتر می‌خوابم تا انرژی زیادتری برای کار کردن داشته باشم، برای آن یک ساعت هم که پول نمی‌گیرم!» یک روز رئیس او را خواست و برای آخرین …

بیشتر بخوانید »