قالب وردپرس درنا توس
خانه / آموزش / روبرو صحیح است یا رو به رو؟بچگانه یا بچه گانه؟اشتباهات رایج فارسی

روبرو صحیح است یا رو به رو؟بچگانه یا بچه گانه؟اشتباهات رایج فارسی

املای صحیح برخی کلمات

همچنانکه متن زیر، برگرفته از کتاب (محمد جعفر یاحقی و محمد مهدی ناصح، راهنمای نگارش و ویرایش، ص ۷۸-۱۱)رامی خوانید لازم است بدانید فرهنگستان ادب و هنر فارسی املای برخی از کلمات را به صورت کلمات با چند صورت املایی پذیرفته است.این کلمات را می توانید در بخش دوم این نوشته ملاحظه نمایید.

املای خط فارسی در مواردی میان نویسندگان اختلافی است و بسیاری سعی کرده اند با نوشتن شیوه نامه هایی این مشکل را بر طرف کنند که از آن جمله فرهنگستان زبان و ادب فارسی است

۱ – موارد اختلافی در رسم الخط

درباره ی شیوه ی نوشتن برخی از حروف و کلمات اختلاف نظر وجود دارد؛ نظیر همزه، تنوین، حروف صدادار، فصل (جدانویسی) و وصل (پیوسته نویسی)، و نحوه ی جمع بستن کلمات.

۲ – قواعد کلی رسم الخط

فرهنگستان، قواعدی کلی را برای رسم الخط فارسی یاد کرده است که مهم ترین آنها به این قرار است.

الف- حفظ چهره ی خط فارسی:

نباید رسم الخط فارسی به گونه ای تغییر کند که متون کهن برای نسل کنونی نامأنوس گردد و به آموزش جداگانه ای احتیاج باشد؛

ب- حفظ استقلال خط فارسی:

نباید رسم الخط فارسی را تابع رسم الخط عربی کرد، مگر در نقل متون عربی، مثل آیات و روایات؛

ج- تطابق مکتوب و ملفوظ:

باید تا جایی که در رسم الخط فارسی راه دارد، همان چیزی نوشته شود که خوانده می شود؛

د- فراگیری قاعده:

قواعد املا باید به گونه ای باشد که یا موارد استثنا نداشته باشد و یا اگر داشته باشد، اندک باشد؛

ه- آسان خوانی و آسا ننویسی:

باید رسم الخط به گونه ای باشد که خواندن و نوشتن آسان باشد. ۱

به مباحثی مانند: « املا » صاحب نظران در ذیل بحث

-۱ روش نگارش حروف؛

-۲ پیوسته نویسی و جدانویسی؛

-۳ پرهیز از عربی سازی کلمات فارسی،

برای اطلاعات بیشتر ر.ک: محمد جعفر یاحقی و محمد مهدی ناصح، راهنمای نگارش و ویرایش، ص ۷۸-۱۱

اشتباه شیوه صحیح اشتباه شیوه صحیح
رهرو ام رهروم بنابر ین بنابراین
پاک اند پاکند ازو از او
خوشحال ایم خوشحالیم بهاء بها
هشیار اند هوشیارند روئین تن رویین تن
سخنراندن سخن راندن ازین از این
ستاره گان ستارگان آئین آیین
حضرتعالی حضرت عالی گوئیم گوییم
دست فروش دستفروش روئیدن روییدن
پیش آهنگ پیشاهنگ درو در او
بزرگداشتن بزرگ داشتن پائیز پاییز
نگهداشتن نگه داشتن نمائیم نماییم
اطاق اتاق زحمۀ زحمت
باطری باتری نظاره گان نظارگان
طوس توس حامله گی حاملگی
طهمورث تهمورث برده گی بردگی
اطر اتر خشمگینتر خشمگین تر
طپانچه تپانچه سورمه ایتر سورمه ای تر
طهران تهران شورایعالی شورای عالی
غلطیدن غلتیدن آئیننامه آئین نامه
امپراطور امپراتور خوشایند خوش آیند
بلیط بلیت دل آویز دلاویز
طپش تپش تناسان تن آسان
طهماسب تهماسب دلدادن دل دادن
به نیرو بنیرو باستانشناسی باستان شناسی
به کلی بکلی نخبه گان نخبگان
به سزار بسزا غلطتر غلط تر
روبه رو روبرو چوببری چوب بری
خود به خود خودبخود خوش آمدگویی خوشامدگویی
رو به راه روبراه هم آورد همآورد
بی نوا بینوا بدست به دست
هیچکس هیچ کس بکار بردن به کار بردن
هیچگاه هیچ گاه به عمد بعمد
آنکه آن که بجا آوردن به جا آوردن
چنان چه چنانچه بی چاره بیچاره
هیچوقت هیچ وقت به هوش بهوش
اینجانب این جانب به ویژه بویژه
بهیچ وجه به هیچ وجه به طوری بطوری
اینکه این که تن به تن تن بتن
وجوهات وجوه سر به هوا سربهوا
کتب کتاب ها بوجود به وجود
یکصدم یک صدم بی افزود بیفزود
احوالات احوال بیدرنگ بی درنگ
علما عالمان شئونات شئون
قلل قله ها خریت خری
وقتیکه وقتی که زوار زائران
چه قدر چقدر پنجشنبه پنج شنبه
یک جا یکجا یک دست یکدست
میوه جات میوه ها یک رنگی یکرنگی
جواهرات جواهر کوچک تر کوچکتر
نذورات نذور
واژه‌هایى با چند صورت املایى
 
در فارسى کلماتى وجود دارد که داراى دو یا چند صورت املایى مضبوط است. مرادْ واژه‌هایى است که در کتابت آنها حروف هماوا (ا/ ع؛ ت/ ط؛ ث/ س/ ص؛ ح/ ه؛ ذ/ ز/ ض/ ظ؛ غ/ ق) به کار رفته باشد. فهرست این واژه‌ها و ضبط پیشنهادى براى آنها، به تفکیک عام و خاص، به شرح زیر است:
 
فهرست واژه‌هاى داراى دو یا چند صورت املایى با ضبط مختار
   در این فهرست فقط واژه‌هایى درج شده است که داراى دو یا چند صورت املایى ضبط‌‌شده باشد و علاوه بر آن، در زبان فارسى امروز به کار رود، یا واژه‌هایى چون نام‌هاى گیاهان و جانوران و خوراک‌ها و داروها و نظایر آنها که کاربرد فراوان دارد.
    واژه‌هاى مهجور یا متروک در فهرست نیامده است. این‌گونه واژه‌ها از هر متنى با ضبط همان متن نقل مى‌شود.
    در مواردى که ضبط کلمه یا اسمى (اعم از اسم شخص یا محل جغرافیایى) با ضبط مختار آن کلمه یا اسم متفاوت باشد، در متون تاریخى و قدیمى همان ضبط قدیم نوشته مى‌شود.
    در ضبط واژه‌ها، ضوابط زیر به ترتیب اولویت رعایت شده ‌‌است:
    ـ رواج ضبط: مثلاً صورت‌هاى آذوقه، حوله، حلیم، تالار، قدّاره، قورباغه و… به همین اعتبار انتخاب شده است.
    ـ در موارد نادر، بعضى ملاحظات تاریخى و همچنین پرهیز از افزایش تعداد واژه‌هایى که داراى املاى واحد اما به دو یا چند معنى است مورد نظر بوده است.
    ـ عموماً ضبط کتاب‌هاى درسى، به‌ویژه دبستانى، ترجیح داده شده است.
    ـ صورت املایى تازه، هرچند مرجّح باشد، پیشنهاد نشده است.
 
صورت‌هاى املایى*
ضبط مختار
آ/ا
 
آزوقه/ آذوقه
آذوقه
آروغ/ آروق
آروغ
آقا/ آغا
آقا
(کلمهٔ «آقا» امروزه با حرف «ق» نوشته مى‌شود، ولى این کلمه در قدیم گاهى لقب زنان بوده و با حرف «غ» به‌صورت «آغا» نوشته مى‌شده است، مانند شادملک‌آغا، گلین‌آغا، و گاهى نیز با همین کتابت در مورد مردان به‌کار مى‌رفته‌است، مانند آغامحمّدخان و آغاپاشا. در این موارد خاص، در خطّ فارسى امروز نیز همان ضبط قدیم رعایت مى‌شود.)
اتاق/ اطاق
اتاق
اتو/ اطو
اتو/ اطو
اختاپوس/ اختاپوث
اختاپوس
اسطبل/ اصطبل
اسطبل
اسطرلاب/ اصطرلاب
اسطرلاب
افسنتین/ افسنطین
افسنتین
اَلَم‌شنگه/ عَلَم‌شنگه
اَلَم‌شنگه
امپراتور/ امپراطور
امپراتور
امپراتریس/ امپراطریس
امپراتریس
اُتراق/ اطراق
اُتراق
 
ب
 
باباغورى/ باباقورى
باباغورى
باترى/ باطرى
باترى/ باطرى
باتلاق/ باطلاق
باتلاق
باجناغ/ باجناق
باجناغ
بغچه/ بقچه
بغچه/ بقچه
بلغور/ بلقور
بلغور
بلیت/ بلیط
بلیت
 
پ
 
پاتوق/ پاتوغ
پاتوق
 
ت
 
ترق‌وتوروق/ تاراغ‌وتوروغ
ترق‌وتوروق
تارم/ طارم
طارم
تنبور/ طنبور
تنبور
تاس/ طاس
طاس
تاس‌کباب/ طاس‌کباب
طاس‌کباب
تاغ/ تاق (نام درختچه)
تاغ
تاق/ طاق
طاق
تاق/ طاق (در مقابل جفت)
تاق
تاقدیس/ طاقدیس
طاقدیس
تالار/ طالار
تالار
تاول/ طاول
تاول
تایر/ طایر (چرخ‌ماشین)
تایر
تباشیر/ طباشیر
تباشیر
تبرخون/ طبرخون
تبرخون/ طبرخون
تبرزد/ طبرزد
تبرزد/ طبرزد
تبرزین/ طبرزین
تبرزین
تپانچه/ طپانچه
تپانچه
تپیدن/ طپیدن
تپیدن
(مشتقات آن نیز با «ت» نوشته مى‌شود)
تُپق/ طُپق/ تُپغ
تُپُق
تُتماج/ طُطماج (نام نوعى آش)
تُتماج
تراز/ طراز
تراز (= ترازِ آبى)
تراز/ طراز
طراز (= نگارِ جامه)
(همچنین در عبارتى مثل «طراز اول» به معناى «داراى مقام اول») هم‌تراز و هم‌طراز هر دو صحیح است.
ترخون/ طرخون
ترخون
ترقّه/ طرقّه
ترقّه
تشت/ طشت
تشت/ طشت
تغار/ طغار
تغار
توبیقا/ طوبیقا
طوبیقا
توفان/ طوفان
توفان/ طوفان
 
چ
 
چارق/ چارغ
چارق
چلغوز/ چلقوز
چلغوز
 
خ
 
ختمى/ خطمى (گُل)
خطمی
 
د
 
دوقلو/ دوغلو
دوقلو
 
ز
 
زغال/ ذغال
زغال
 
س
 
سوغات/ سوقات
سوغات
 
غ
 
غلتیدن/ غلطیدن
غلتیدن
(همچنین مشتقات آن مثل «غلتان»، «غلتک»، «بام غلتان»)
 
ق
 
قاتى/ قاطی
قاتى
قاروقور/ غاروغور
قاروقور
قباد/ غباد (نام ماهى)
قباد
قدّاره/ غدّاره
قدّاره
قُدقُد/ غُدغُد
قُدقُد
قدغن/ غدغن/ غدقن
غدغن
قراقروت/ قراقروط
قراقروت
قرتى/ غرتی
قرتى
قرشمال/ غرشمال
قرشمال
قُرُق/ غُرُق
قُرُق
قرمه/ غرمه/ قورمه
قورمه
قروش/ غروش
قروش
قَزقان/ قَزغان
(گونه‌هاى دیگر: قازغان/ قازقان، غزغن/ قزغن)
قَزقان
قشقرق/ غشغرق
قشقرق
قشلاق/ قشلاغ
(گونه‌هاى دیگر: قیشلاق/ قیشلاغ)
قشلاق
قفس/ قفص
قفس
قُلُپ/ غُلُپ
قُلپ
قلنبه/ غلنبه
قلنبه
قلیان/ غلیان
قلیان
قورباغه/ غورباغه
قورباغه
قورت/ غورت
قورت
قوطى/ قوتی
قوطى
قِیقاج/ غِیقاج
قِیقاج
قِیماق/ قِیماغ
قِیماق
 
ل
 
لاتارى/ لاطاری
لاتارى
لق/ لغ
لق
لق‌ولوق/ لغ‌ولوغ
لق‌ولوق
لق‌لق/ لغ‌لغ
لق‌لق
لوطى/ لوتى
لوطى
 
م
 
ملات/ ملاط
ملاط
 
ن
 
ناسور/ ناصور
ناسور
نسطورى/ نستورى
نسطورى
نِق‌نِق/ نِغ‌نِغ
نِق‌نِق
نفت‌/ نفط
نفت
نفتالین/ نفطالین
نفتالین
 
و
 
ورغُلُمبیدن/ ورقُلُمبیدن
ورقُلُمبیدن
وَق‌وَق/ وَغ‌وَغ
وَغ‌وَغ
 
 
هلیم/ حلیم
حلیم
هوله/ حوله
حوله
هیز/ حیز
هیز
 
ى
 
یاتاقان/ یاطاقان
یاتاقان
یالقوز/ یالغوز
یالقوز
یرقه/ یرغه/ یورقه/ یورغه
یورغه
یغور/ یقور
یغور
 
 
فهرست اَعلام داراى دو یا چند صورت املایى با ضبط مختار
 
صورت‌هاى املایى
ضبط مختار
 
آ/ ا
 
آغاخان/ آقاخان
آقاخان
آغاجرى/ آقاجرى
آغاجرى
آلاداغ/ آلاداق
آلاداغ
اُترار/ اُطرار
اُترار
اتریش/ اطریش
اتریش
استهبانات/ اسطهبانات/ اصطهبانات
اصطهبانات۱
استخر/ اسطخر/ اصطخر
استخر/ اسطخر
ایتالیا/ ایطالیا
ایتالیا
ایذه/ ایزه
ایذه
 
ب
 
باتوم/ باطوم
باطوم
بوذرجمهر/ بوزرجمهر
بوزرجمهر
 
پ
 
پتر کبیر/ پطر کبیر
پتر کبیر
پترزبورگ/ پطرزبورگ
پترزبورگ
 
ت
 
تائیس/ طائیس
تائیس
تاب/ طاب
(نام رودى که از کهکیلویه سرچشمه مى‌گیرد)
تاب
تارم/ طارم
طارم
تالش/ طالش
تالش/ طالش
تایباد/ طایباد
تایباد
تَبَرک/ طَبَرک
تَبَرک
تپور/ طپور
تپور
تخار/ طخار
تخار/ طخار
تخارستان/ طخارستان
تخارستان/ طخارستان
ترابلس/ طرابلس
طرابلس
ترشیز/ طرشیز
ترشیز
ترقبه/ طرقبه
ترقبه/ طرقبه*
تسوج/ طسوج
تسوج*/ طسوج
توالش/ طوالش
توالش/ طوالش*
توس/ طوس
توس/ طوس*
توسى/ طوسى
طوسى
(طوسى وقتى اسم یا لقب باشد، مانند خواجه نصیرالدّین طوسى، فردوسى طوسى، همیشه با «ط» مى‌آید.)
تهران/ طهران
تهران
تهماسب/ طهماسب
تهماسب/ طهماسب
تهمورث/ طهمورث
تهمورث/ طهمورث
تیسفون/ طیسفون
تیسفون
 
ج
 
جابلسا/ جابلصا
جابلسا
 
خ
 
ختا/ خطا
ختا
خواف/ خاف
خاف
 
ز
 
زنون/ ذنن
زنون
 
س
 
ساوجبلاغ/ ساوجبلاق
ساوجبلاغ
سُغد/ صُغد
سُغد
سقلاب/ صقلاب
سقلاب/ صقلاب
 
ش
 
شبورغان/ شبورقان
شبورغان
 
ع
 
عیسو/ عیصو
عیسو
 
ق
 
قباد/ غباد
قباد
قَرلغ/ قَرلق
قَرلق
قره‌آغاج/ قره‌آقاج
قره‌آغاج
 
ک
 
کیقباد/ کیغباد
کیقباد
 
ل
 
لوت/ لوط (کویر)
لوت
لوت/ لوط (قوم)
لوط
 
 
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* واژه‌هایى که حرف آغازى آنها داراى دو گونهٔ نوشتارى است، براى سهولت مراجعه، فقط ذیل حرفى آورده شده است که اگر می‌خواستیم آن کلمه را به فارسى سَره بنویسیم با آن حرف می‌نوشتیم، به‌جز کلماتى که با دو حرف «ق» و «غ» آغاز مى‌شود که ذیل حرف «ق» آورده شده است.
۱. وزارت کشور، در تقسیمات کشورى، «استهبان» را به‌جاى «استهبانات» برگزیده است.
* انتخابِ وزارت کشور.
دو زبانه زیر مطالب زیر را تغییر می دهند
نهال دانش

نهال دانش

نهال دانش

آخرین نوشته های نهال دانش (مشاهده همه)

درباره ی نهال دانش

نهال دانش

مطلب پیشنهادی

نقاشی (ولی زاده) کلاس های سوم مورخ۹۷/۷/۱۸

 سلام و عرض ادب در کلاس آموزش (کشتی مسافرتی) صورت گرفت. هدف: برداشت مناسب از …

۲ دیدگاه

  1. سلام و خسته نباشید
    ضمن تشکر از سایت خوبتان می خواستم بپرسم املای الان درست است یا الآن؟
    سپاسگزارم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *